![]() |
![]() |
|
| حق را بشناس اهل حق را خواهی شناخت ...باطل را بشناس اهل باطل را خواهی شناخت |
|
چه فرصتي از اين بهتر و چه سعادتي از اين بالاتر كه بتوان در جبههاي با دشمنان اهل بيت روبرو شد با همانها كه با بي شرمي تمام مزار ائمه بقيع را تخريب كردند همانها كه تنها دشمنيشان با شيعيان به خاطر محبتي است كه شيعيان نسبت به خاندان پيامبر (ص)دارند و حال آنها خود اين بهترين فرصت را به شيعيان يمن دادهاند كه يك گوشمالي حسابي بشوند پس يا علي.
پ.ن: البته و صد البته منظورم فرقه وهابيت است نه برادان سني مذهبمان. |
|
+ قلمي شد در
سه شنبه سوم آذر 1388 توسط جعفر |
|
|
+ قلمي شد در
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 توسط جعفر |
|
|
بيچاره من آفتاب را گم كردهام
باد اكنون از كنارم در گذر است و بوي او را مي دهد اما باد گويا از همه طرف مي وزد پس او كجاست؟ اي باد تو كه از كنارش گذشتي بگو حالش خوب است؟ غمگين نبود؟ ايكاش همه غمهاي او بر دل من مي نشست ايكاش همه آرزوهايش برآورده مي شد ايكاش هرچه زودتر پيدايش كنم آخر من بدون آفتاب خواهم مرد! |
|
+ قلمي شد در
شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط جعفر |
|
|
موسوي اين سيد آمريكايي در جديدترين اظهاراتش از طرفدارن جنبش سبز آمريكاييش خواسته كه در روز مبارزه با استكبار جهاني به خيابون بيان!
هر چند كه چند سالي بود سيزده آبان در مقابل لانه جاسوسي نيومده بودم و به اين قضيه مثل يك واجب كفايي نگاه مي كردم ولي به لطف ساده لوحي اين سيد آمريكايي امسال واجب شرعي شده كه بياييم و از يكي ديگه از دستاوردهاي انقلابمون كه ايستادن عزتمندانه در مقابل مستكبرين عالم است دفاع كنيم. در ضمن براي اونهايي كه ميخواهند جلوي سفارت روسيه شعار مرگ بر روسيه بدهند هم بگم كه چرا چين نه؟!چي شد كه چين رو فراموش كرديد؟ و حالا فقط به روسيه چسبيديد؟ تازه جديدا تركيه هم رابطه اش رو با اسرائيل بهم زده و داره به سمت ايران مياد از تركيه هم فراموش نكنيد! پس همه باهم هر شب ساعت 11 مرگ بر روسيه ساعت 12 مرگ بر چين و ساعت 1 بامداد مرگ بر تركيه برنامه ساعت 10 هم به هم نخورده يا حسين ميرحسين! به اميد سبز شدن همه درختان در پاييز امسال. راستي ويروسي نشويد:(از دوئل) ![]() |
|
+ قلمي شد در
دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط جعفر |
|
| درباره وبلاگ |
ما با جنگ نرم، با مبارزهى نرم از سوى دشمن مواجهیم، که البته خود جوانها هم همین را هى گفتند؛ مکرر قبل از اینکه بنده بگویم، آنها هم هى گفتند و همه این را می دانستند. آنى که من اضافه کردم این بود که گفتم: در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبههاید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیمگیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می گوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاهها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحىهاى کلان را می کنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل می کند، هم صحنه را درست مىبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مىآزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مىبینند، در چهارچوب هم کار می کنند. خوب، با این تعریف، استاد دانشگاه چه رتبهاى دارد؟ اگر در زمینههاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى، مسائل کشور، آن چیزهائى که به چشم باز، به بصیرت کافى احتیاج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبهى بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرماندهاى هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائى بکنید؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنید؛ احیاناً به قرارگاههاى دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشید و بر اساس او، طراحى کلان بکنید و در این طراحى کلان، حرکت کنید. در رتبههاى مختلف، فرماندهانِ بالا این نقشها را ایفا میکنند.
|
|
RSS
|