![]() |
![]() |
|
| حق را بشناس اهل حق را خواهی شناخت ...باطل را بشناس اهل باطل را خواهی شناخت |
|
خيلي تعجب نكنيم كه ميرحسين موسوي اينگونه در مقابل نظام ايستاده يا فرزند شهيد بهشتي يا پسر فلان مقام ويا آن نويسنده داستانهاي كوتاه انقلابي اول انقلاب محسن مخملباف اينگونه حامي كودتاي مخملي شده!
اصلا اين سياست مافياست كه براي همراهي وپيش رفتن اموراتش سعي در آلوده كردن مهرههاي سر راه خودش را دارد! داستان كيف انگليسي را كه يادتان هست روزنامه نگار جوان معترض سياستهاي انگليسي در كشور كه با چند نامه و ارتباط، عاشق آن دختر زيبا روي شد و بعد از سالياني درست فرد مقابل نظرات چند سال پيش خودش شد! خوب براي يكي عشق يك زيباروست براي يكي ديگر پول است براي يكي ديگر مقام آوردن در جشنواره هاي فيلم خارجي و براي يكي ديگر يك ويلاي هزار متري در شمال تهران! اصلا اينكه اين جماعت اينگونه در مقابل جريان اصولگرايي ايستاده است دليل اصليش همين است كه كسي اصولگراي واقعي است كه به همه اين باورهاي ديني و ملي خودش پايبند باشد والا چطور كسي ميتواند دم از اصولگرايي بزند و در جامعه چشم چراني كند؟! يا اصولگرا باشد به راحتي حق ديگري را بخورد يا كم كاري و كم فروشي كند يا ظلم كند! ممكن است بگوييد امثال اين مثالها هم اكنون هستند، بله هستند ولي هيچ كدام از اينها اصولگراي واقعي نيستند و نهايت امر ميشوند يكي مثل همان حضرات كه گفتم! مثل عبدالله نوري كه روزي خود دستور تخريب ديوار خانه منتظري را ميدهد و روزي سينه چاكش ميشود! عاقبت ما چه خواهد شد؟! |
|
+ قلمي شد در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388 توسط جعفر |
|
| درباره وبلاگ |
ما با جنگ نرم، با مبارزهى نرم از سوى دشمن مواجهیم، که البته خود جوانها هم همین را هى گفتند؛ مکرر قبل از اینکه بنده بگویم، آنها هم هى گفتند و همه این را می دانستند. آنى که من اضافه کردم این بود که گفتم: در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبههاید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیمگیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می گوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاهها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحىهاى کلان را می کنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل می کند، هم صحنه را درست مىبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مىآزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مىبینند، در چهارچوب هم کار می کنند. خوب، با این تعریف، استاد دانشگاه چه رتبهاى دارد؟ اگر در زمینههاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى، مسائل کشور، آن چیزهائى که به چشم باز، به بصیرت کافى احتیاج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبهى بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرماندهاى هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائى بکنید؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنید؛ احیاناً به قرارگاههاى دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشید و بر اساس او، طراحى کلان بکنید و در این طراحى کلان، حرکت کنید. در رتبههاى مختلف، فرماندهانِ بالا این نقشها را ایفا میکنند.
|
|
RSS
|